مهدی (ع) جان وقتی تو بیاای اولین روز بهار می آید وچه زیباست بهاری با عطر و بوی محمد (ص)
0zj3oslhrnmlpugkq57.pdf


+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 14:4  توسط مصطفی ساتری  | 

http://www.iransima.ir/Calendar.jsp?code=41 

پخش از روز 21  هر شب در ماه رمزان 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 13:41  توسط مصطفی ساتری  | 

وکسی گفت چنین گفت کسی می آید 


مژده ای دل که مصیحا نفسی می آید

ما یغین داریم که آن سوی افق مردی هست

مرد اگر هست بدانید که نا مردی هست

خسته منشین  که هدیبیه هنینی دارد 

عاقبت صلح حسن جنگ حسینی دارد 

دشنه بردار که بر فرق کسان باید کوفت

و قفس بر سر صاحب قفسان باید کوفت

سفر دشت غریب است نفس تازه کنید

آخرین جنگ صلیبی است نفس تازه کنیم


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 4:29  توسط مصطفی ساتری  | 

زيارت قبول !


حسين شريعتمداري

اين روزها ماجراي «وقف دانشگاه آزاد اسلامي» كه هيئت موسس اين دانشگاه بر آن اصرار مي ورزد به چالشي تبديل شده است كه ظاهراً ميان هيئت مؤسس و شوراي عالي انقلاب فرهنگي در جريان است، اما چالش واقعي را بايد ميان هيئت مؤسس دانشگاه از يكسو و نظام و مردم از سوي ديگر تلقي كرد. چرا كه دانشگاه آزاد اسلامي يك نهاد ملي است و تمامي اموال و دارايي هاي آن مطابق اساسنامه - قبلي و كنوني- متعلق به بيت المال بوده و در فهرست اموال عمومي جاي دارد. از اين روي، تصميم هيئت مؤسس براي وقف دانشگاه آزاد نه فقط كمترين توجيه قانوني و منطقي ندارد، بلكه به لحاظ شرعي نيز- بر فرض استناد به فتواي برخي از مراجع عظام- با آنچه هيئت مؤسس دانشگاه در پي آن است، مغايرت جدي و فاصله اي پر نشدني دارد. اين واقعيت اگر چه بديهي تر از آن است كه نيازي به شرح و تفصيل داشته باشد ولي از آنجا كه هيئت مؤسس دانشگاه آزاد به گونه اي تعجب آور و سؤال برانگيز روي خواسته غيرقانوني و غيرشرعي خود اصرار مي ورزد، اشاره به نكاتي در اين باره، ضروري به نظر مي رسد؛

1- تصميم هيئت مؤسس براي وقف دانشگاه آزاد هنگامي اتخاذ شد كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي براساس وظيفه قانوني خود و بعد از نزديك به 40 ماه بررسي و تحقيق كه رئيس و اعضاي هيئت مؤسس دانشگاه نيز در آن حضور و شركت داشتند، اساسنامه جديد دانشگاه آزاد اسلامي را تهيه و تصويب و از طريق رياست شورا براي اجرا به هيئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامي ابلاغ كرد.

اصلاح اساسنامه كه در پي دريافت گزارش هاي مستند فراوان از تخلفات، سوء مديريت و نيز حيف و ميل دارايي هاي دانشگاه آزاد، صورت گرفته بود، مديريت يكنواخت و نزديك به 30 ساله اين دانشگاه را دستخوش تغييرات اساسي مي كرد. در اساسنامه جديد رياست دانشگاه آزاد از حالت نامحدود قبلي به 4 سال تغيير يافته و چرخه اداره مالي و فرهنگي آن كه طي 3 دهه گذشته و برخلاف قوانين جاري، بيرون از نظارت جدي و موثر شوراي عالي انقلاب فرهنگي بود، تحت نظارت اين شورا قرار مي گرفت وهيئت مؤسس، هيئت امناء و رياست دانشگاه ملزم به اجراي مفاد اساسنامه و پاسخگويي در برابر قانون شده بودند.

گفتني است كه مطابق اساسنامه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، «تهيه و تدوين مباني و شاخص هاي دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي» ، «تصويب ضوابط تأسيس مؤسسات و مراكز علمي و دانشگاه هاي دولتي و غيردولتي و تصويب اساسنامه آنها» و نيز «تاييد صلاحيت رؤساي دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي» بر عهده شوراي عالي انقلاب فرهنگي و از وظايف قانوني و لازم الاجراي اين شوراست. بنابراين هيئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامي كه قانوني بودن آن نيز با ترديدهاي جدي روبروست، كمترين توجيه و بهانه اي براي خودداري از اجراي مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي نداشته و ندارد.

2- بعد از تصميم شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد، هيئت مؤسس دانشگاه، ابتدا از ارائه اساسنامه پيشنهادي خود به بهانه هاي مختلف خودداري كرد و نهايتاً با تاخيرها و فرصت سوزي هاي غيرقابل توجيه اساسنامه پيشنهادي را به شورا تسليم كرد. ولي پس از 40 ماه كه اساسنامه جديد در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد، هيئت مؤسس كه مفاد آن را با خواسته هاي خود متفاوت مي ديد و به لحاظ قانوني چاره اي جز اجراي آن نداشت، در اقدامي غيرمنتظره و غيرقانوني اعلام كرد كه دانشگاه آزاد را وقف كرده است!! و با استناد به موقوفه بودن دانشگاه آزاد! مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را غيرقابل اجرا و دخالت غيرقانوني در اموال موقوفه قلمداد كرده و از پذيرش آن خودداري ورزيد.

رئيس هيئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامي در ديدار با گروهي از مدعيان اصلاحات و متهمان آزاد شده آشوب هاي سال گذشته، ضمن آن كه مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را «حركتي خلاف شرع و قانون اساسي»! دانست از اقدام آقاي جاسبي در وقف دانشگاه آزاد با عنوان «حركتي خيرخواهانه»! ياد كرد. ايشان توضيح نداد كه كجاي مصوبه شورا با «شرع» و «قانون اساسي» مغايرت دارد؟! و اين پرسش را هم بي پاسخ گذاشت كه چرا هيئت مؤسس دانشگاه آزاد بلافاصله بعد از مصوبه قانوني شوراي عالي انقلاب فرهنگي به فكر اقدام خيرخواهانه وقف، آنهم از كيسه ملت افتاده است؟!

3- مطابق نص صريح و خالي از ابهام قوانين جاري، تصويب يا اصلاح اساسنامه دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي، تأييد صلاحيت رؤساي دانشگاه ها، برنامه ريزي و نظارت بر چرخه فرهنگي و مديريتي اين مراكز و... برعهده شوراي عالي انقلاب فرهنگي است. بنابراين اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد، اقدامي كاملا قانوني و اجراي آن وظيفه قطعي و غيرقابل تغيير دانشگاه آزاد اسلامي است و بر همين اساس، سرپيچي از اجراي مفاد اساسنامه جديد، به مفهوم ناديده گرفتن قانون، پايمال كردن حق مردم و مستوجب پيگرد قضايي است.

هيئت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامي نيز، اين واقعيت بديهي يعني قانوني بودن مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را انكار نمي كند و نمي تواند انكار كند، و دقيقا به همين علت با ادعاي- بخوانيد ترفند- تبديل دانشگاه آزاد به موقوفه، كوشيده است، صورت مسئله را تغيير داده و به زعم خود، دانشگاه ياد شده را از نظارت و مديريت نظام خارج كند! بنابراين در قانوني بودن مصوبه مورد اشاره كمترين ترديد و ابهامي نيست و فقط باقي مي ماند ادعاي وقف دانشگاه كه به آن خواهيم پرداخت.

4- شخصي مي گفت؛ نذر كرده ام كه اگر فلان حاجتم برآورده شود، پيرزن همسايه مان را پياده به كربلا بفرستم!!

در مثل مناقشه نيست و گاه يك تمثيل از صدها صفحه تفسير، گوياتر است و خداي متعال نيز برخي از مسائل و موضوعات را براي گويايي بيشتر به تمثيل بيان فرموده است. تصميم- البته غيرقانوني و نشدني- هيئت مؤسس دانشگاه آزاد براي وقف كردن اموال و دارايي هاي اين دانشگاه شباهت زيادي به «نذر» كسي دارد كه به آن اشاره شد. اعضاي هيئت مؤسس دانشگاه آزاد اگر خيلي اهل اقدام خيرخواهانه وقف هستند، چرا اموال شخصي خود را وقف نمي كنند؟ برخي از آنها كه گوش شيطان كر! از ثروت و مكنت فراواني برخوردارند ... وقف از كيسه بيت المال و ادعاي حركت خيرخواهانه؟!

5- مطابق برآوردهاي انجام گرفته، اموال و دارايي هاي دانشگاه آزاد نزديك به 250 هزار ميليارد تومان است و اگرچه برخي از گزارش ها حاكي از آن است كه شماري از دست اندركاران ارشد دانشگاه مزبور از اين سرمايه هنگفت و نجومي - و متعلق به بيت المال- براي مقاصد شخصي و حزبي بهره گرفته اند و دست كشيدن از اين گنج عظيم برايشان دشوار است! ولي اظهارنظر درباره صحت و سقم گزارش هاي ياد شده را به مراجع و مراكز ذيربط وامي گذاريم و در اين نوشته به دنبال پاسخ اين سؤال هستيم كه هيئت مأسس- تأكيد مي شود كه فقط برخي از آنها- با چه انگيزه و كدام مجوز شرعي در پي وقف دانشگاه آزاد هستند؟ در اين باره گفتني است كه؛

الف: هيئت مأسس براي وقف دانشگاه آزاد به فتواي برخي از مراجع عظام استناد مي كند. مطابق اين فتوا «مسئولاني كه حق تصرف در اموالي را دارند، مي توانند آن را وقف كنند» هيئت مأسس دانشگاه آزاد با استناد به اين فتوا و از آنجا كه خود را مسئولاني مي دانند كه داراي حق تصرف در اموال دانشگاه هستند، وقف كردن اموال و دارايي هاي دانشگاه آزاد را شرعي تلقي مي كنند.

اكنون سأال بعدي اين است كه برفرض وقف دانشگاه آزاد، اختيار اموال و دارايي هاي كلان اين دانشگاه و مديريت آن از هيئت مأسس سلب شده و به سازمان اوقاف واگذار مي شود، بنابراين چرا هيئت مأسس از يكسو اصرار بر دسترسي خود به اموال و مديريت دانشگاه آزاد دارند و از سوي ديگر در پي تبديل آن به موقوفه برآمده اند؟!

ب: هيئت مأسس ادعا مي كند كه بعد از وقف كردن دانشگاه آزاد به عنوان واقف حق توليت اين موقوفه را نيز برعهده خواهند داشت! و مي توانند به روال قبلي اموال كلان و مديريت دانشگاه را در اختيار خويش داشته باشند.

اين دقيقاً همان «اشتباه عمدي»! و قانون شكني آشكاري است كه هيئت مأسس به زعم خود در پي تحميل آن به مردم و نظام است! چرا كه حق توليت واقف فقط هنگامي است كه اموال وقف شده متعلق به خود او باشد و در مورد دانشگاه آزاد، از آنجا كه اموال و دارايي هاي آن متعلق به بيت المال است بر فرض تبديل آن به موقوفه، حق توليت منحصراً در اختيار حاكم شرع و در كشور ما، «ولي فقيه» است كه اين حق در چرخه حكومتي به سازمان اوقاف و امور خيريه واگذار شده است. آن عده از مراجع عظام نيز كه مسئولان داراي حق تصرف در اموال را مجاز به وقف كردن آن مي دانند، به اين نكته توجه داشته اند چرا كه در هر دو حالت اموال وقف شده در حوزه بيت المال و اموال عمومي باقي مي ماند و حال آن كه هيئت مأسس انتظار دارد با وقف اموال و دارايي هاي دانشگاه آزاد، اين دانشگاه را به صورت ملك شخصي و موروثي در اختيار خود بگيرد! يعني اقدامي غيرقانوني، غير شرعي و صدالبته نشدني.

ج: بر فرض كه دانشگاه آزاد با استناد به فتواي ياد شده تبديل به موقوفه شود، نوع فعاليت آن و به بيان ديگر «كاربري» آن قابل تغيير نيست. يعني باز هم به صورت دانشگاه آزاد باقي مي ماند و بديهي است كه در اين حالت نيز مطابق نص صريح قانون، تصويب اساسنامه، تعيين مديران، انتخاب رئيس، اعضاي هيئت امناء و هيئت مأسس و نظار ت بر گردش كار آن برعهده شوراي عالي انقلاب فرهنگي خواهد بود، چرا كه شرح وظايف قانوني اين شورا تمامي دانشگاهها، مراكز آموزش عالي، مأسسات فرهنگي و... را صرفنظر از مالكيت عمومي، خصوصي و يا وقفي آنها شامل مي شود و برخي از اعضاي هيئت مأسس و هيئت امناء دانشگاه آزاد نشان داده اند كه در حالت موقوفه بودن اين دانشگاه نيز صلاحيت اداره آن را ندارند، بنابراين از هم اكنون بايد خود را عزل شده تلقي كنند.

6- هيئت مأسس دانشگاه آزاد براي ادامه مديريت- بخوانيد حاكميت- خود بر اين نهاد متعلق به بيت المال، از يكسو قصد طرح شكايت عليه مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را دارد و از سوي ديگر با حمايت تعدادي از نمايندگان محترم مجلس- و اكثراً غافل از اصل ماجرا- يك فوريت طرحي را در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسانده اند كه در صورت تصويب نهايي، به دانشگاه آزاد اجازه تبديل به موقوفه را مي دهد! در اين باره گفتني است كه؛

الف: براساس يك رويه تأكيد شده از سوي حضرت امام(ره) و تأييد شده از جانب رهبر معظم انقلاب در صورتي كه موضوعي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب برسد، مجلس شوراي اسلامي حق ورود به آن را ندارد و از آنجا كه قاطبه نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي، خود را ملزم به تبعيت از امام راحل(ره) و خلف حاضر او مي دانند، نبايد و شايسته نيست از رويه موكد آن بزرگواران كه همواره ملاك عمل بوده است سرپيچي كنند كه به يقين نمي كنند.

حضرت امام(ره) در اين باره مي فرمودند «بايد به مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي ترتيب آثار داده شود» راستي مگر تأكيد ولي فقيه، قانون مستحكم نيست؟!

ب: دادگستري هم در صورت پذيرش شكايت هيئت مأسس، حق پيگيري و به گردش انداختن آن را ندارد، چرا كه شكايت از يك نهاد دولتي بايد به ديوان عدالت اداري ارجاع شود و ديوان عدالت نيز درباره مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي حق مداخله ندارد.

و بالاخره تاكيد دوباره بر اين نكته ضروري است كه بسياري از اعضاي هيئت مؤسس و امناء دانشگاه آزاد اسلامي با تبديل آن به موقوفه مخالفند و مخالفت خويش را نيز به صراحت اعلام كرده اند.

پايگاه اطلاع رساني رجا
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 3:45  توسط مصطفی ساتری  | 

سلام

این کتاب و میزارم امید وارم خوشتون بیاد 

حجم  

 594.27KB


Download

 ucko51qfj4gamal3f9e7.exe


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 15:43  توسط مصطفی ساتری  | 




بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی‌ دودی وسط سفره‌ء نو
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده‌ء لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی مو در می‌کنم

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور
برق کفش جفت‌شده تو گنجه‌ها

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

با این ترانه می خواستم سال نو را تبریک بگم اما دیدم ..

اگر تو نیا ای  مهدی(ع) جان این سال های کهنه ی ما نو نمی شود 

اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 1:9  توسط مصطفی ساتری  | 




من که از کودکی با دعای فرج زبان باز کردم و بافرهنگ انتظار بزرگشدم خوب میدانم که دور نیستی

دلم هوای زیارت کرده باید بروم ترمینال گوگل سوار سرچ جمکران شوم بیایم یک دل سیر زیارت آه که عطرت فزای گوگل را نیز معطر کرده

در راه برگشت هم بروم یک سر به مولایم بزنم میدانم استگاه (خامنه ای  دات  آی  آر) که پیاده شوم سمت راست در اول پلاک (فارسی) خانه ی مولایم است آه اینجا عطر و بوی تو میاید گویا  انجا بوده ای  در میزنم مولایم خود در را میگشایدو مارا به داخل هدایت می کند همیشه لبخند بر لب دارد برایمان صحبت می کندو راه نشانمان می دهد کلی هم تحویلمان می گیرد 

حالا دیگر وقت ندارم باید یک سر بروم فلسطين بازهم این از خدا بی خبران سهیون برادران و خواهرانم  را در غزه میکشندو جهان عرب سکوت کرده از دیگران ما انتظاری نداریم اما جهان اسلام چرا سکوت کرده ...

آقا این مصر هم که شده کاسه ی داغ تر از آش  یهو بیاد اِسم  کشورِش و عوض کنه بزار اسرایل  که راحت تره .....  کار ساخت برجک های فولادیه دیوارم  شروع کرده غزه کم کم داره میشه ی گور دسته جمعی        آقا خودت به دادشون برس 

 ازاون طرف هم دوباره به قدس شریفم حجوم بردن و نماز گزارارو مورد ضرب و شتم قرار دادن

باید ی کاری بکنیم روشن گری ,  جنگ ... جنگ تو فضای سايبر وچه جنگ نابرابری

که دشمن پول امکانات نیروی آموزش دیده ی بی  شماردار ولی خب خدا روشکر برادر را و خواهرای من این سربازای گمنامت این بسیجی های جان نثارت دارن می جنگن   خدا قوت بسیجی ها خدا قوت

سرت و درد نیارم آقا

آقا انشا الله از سفر که برگردی میام پابوس


اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 17:33  توسط مصطفی ساتری  | 




بهترین دوستم امیر حسین می خواست به مشهد بره پابوس آقا  امام رضا (ع)

قبل از سفر برای خدا حافظی به دیدنش رفتم .. راستش برای خدا حافظی نبود  رفتم اتمتم حجت ! گفتم امیر جان نماز جمعه ی  آقا نیمدی 13 آبان هم نیمدی   اما  9دی  چرا نیمدی ؟

مگر تو  مسلمان نیستی  مگر عاشق امام حسین نیستی  مگرتو تلویزیون ندیدی   یزیدیان عباس را از متور  پااین کشیدند جامه اش را  دریدند سرحسین را بریدند کف سوت زنان خیمه ها را   آ تش زدن زینب را ندیدی  پی کو دکان میدوید  آتش زدن قرآن و کشو حجاب و ندیدی رقص و پایکوبی شون رو چی ؟ 

گفت انجوری ندیدم  آتش زدن قرآن را ندیدم  .. اگر این کار و کرده باشن چوبش و می خورند من از ی  خبر نگار ورزشی هم پرسیدم گفت قرآن آتش نزدند  

داستان ترکیه آتیش زدن قرآن و زلزله رو برام گفت  بعدم ی حکایت از ی دوست روحانی تریف کرد که حرکی به امام حسین تحین کنه سرش میاد

ناراهت شدم  گفتم قرآن چیی  جز حسین ..  گفتم پس ما چیکاره ایم  وایسیم خدا همه کارو خدش انجام بده  داداش بیا یهو بخوابیم روبه قبله !!  انکه شد بنی اسرایل  که به پیامبرشون گفتن  تو و خدا برین شهرو بگیرین بد مامیایم ..

 میگی  اونا رو ندیدی   به رهبرت به علی زمانت  ناسزا گفتند اینم ندیدی نشنیدی چرا برای دفا از او بر نخاستی به  ولایت حمله کردند چرا شمشیرت را نکشیدی!؟ 

امیر سکوت کرد  از چهره اش معلوم  بود فکر میکند ..! 

گفتم برادر من میری مشهد  می خوای به آقا چی بگی ؟ میگی به حسین(ع)بی احترامی کردن مهدی (ع) تو لعن کردن من کاری نکردم سپردمشون به خدا  نشستم  نگاه کردم  !! می گی آقا.. تو تهران  دارن نقشه غتل علی تو میکشن  دشمن  هرچی داره آورده تومیدو  اما  خوب من یگرفتاری داشتم  امدم انجا زیارت گره از کارم واکنی  ..!

امام تو ول کردی داری میری مشهد . ... چندفه رفتی پابوس سید علی  چندفه  هوای دیدن آقا خامنه ای رو کردی ..!! 

منو من کرد.. فکردم آقارو غبول نداره !

 گفتم :مگه نمی دونی اگه امامت و نشناسی و بمیری کافری ! بیدار شو ...  اگه آقا خامنه ای  رو غبول نداری دنبال امامت بگرد هرکی که هست  ... 

گفت : نه اقا رو غبول دارم  ...... به حرفات فکر میکنم

میدونین وقتی 22 بهمن نیمد  فهمیدم  به حرفام فکر نکرده

 

راستش من تاحالا آقاخامنه ای و از نزدیک ندیدم نه که راه دور باشه منم بچه تهرونم  و نه حتی اینکه  باسه دیدنش نرفته باشم  ولی خوب دیدن آقا لیاقت می خاد  من نداشتم   البته روی دیدن آقا را هم نداشتم  ...

ولی دلم خیلی هوای دیدن آقام خامنه ای را کرده دعا کنین پا بده برم پابوسش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 3:29  توسط مصطفی ساتری  | 



بسیجی

نوای نینوا داردبسیجی

صدای آشنا دارد بسیجی

درون جبهه میبینی که در سر

هوای کربلا دارد بسیجی

*

بسیجی دیده بیدار عشق است

بسیجی پیر میدان دار عشق است

اگر چه کوچک و کم سن و سال است

ولیکن در عمل سردار عشق است

*

حسین ای درس آموز شجاعت

بسیجی از تو آموزد شهامت

به روی سینه وپشت بسیجی

نوشته یا زیارت یا شهادت

*

خوشا سیمای آن دلدار دیدن

حضور حضرت مهدی(ع) رسیدن

کنار یار درسنگر نشستن

سلامی گفتن و پاسخ شنیدن

*

ز مهدی(ع) چونکه یاد آری بسیجی

به جای اشگ خون باری بسیجی

از آن مرکب نشین جبهه جنگ

حکایت ها به دل داری بسیجی

*

شب حمله شب از جان گذشتن

شب حمله شب میثاق بستن

خدا را دیدن خود را ندیدن

بت وابستگی ها را شکستن

*

شب حمله شب دیدار مهدی (ع) است

به سنگر سرکشیدن کار مهدی است

چراغ محفل سنگر نشینان

فروغ روشن رخسار مهدی (ع) است

*

شب حمله نشان از یار دارد 

دل عاشق در آن شب کار دارد

میان سنگرو دشت وبیایان

بسیجی وعده دیدار دارد

*

شب حمله شب میثاق یاران

که می بارد گلوله همچو باران

بسیجی زیر لب گوید خدایا

نگهداری کن از پیر جماران

*

خداوندا به سوز داغداران

به اخلاص وجهاد پاسداران

به صدیقان و پاکان سحر خیز

به اشک دیده شب زنده داران

*

خداوندا به صبر دردمندان

به ایثار وجهاد راد مردان

درون جبهه ها رزمندگان را

خداوندا خودت پیروز گردان


-محمد جواد محدثی-

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 21:1  توسط مصطفی ساتری  | 



فرانسیس فوکویاما پژوهشگر و تاریخ‌نگار ژاپنی‌الاصل تبعه‌ی آمریکاست. وی با شخصیتی نیمه سیاسی - نیمه فلسفی دارای سابقه‌ی کار در اداره‌ی امنیت آمریکا و نیز تحلیل‌گر نظامی شرکت «رند» از شرکت‌های وابسته به پنتاگون می‌باشد.

جالب آنکه در سال‌های پس از جنگ این استاد و استراتژیست آمریکایی بعنوان جامعه‌شناسی هلندی با روادید این کشور به ایران می‌آید و پس از 8 ماه اقامت در ایران نسخه‌ای برای عوامل استکبار در ایران می‌پیچد.

او سال‌های 70 الی 72 را سال‌های اندلسیزه کردن(ترویج فساد اخلاقی)، سال‌های 72 الی 74 را سال‌های ترویج سکولاریسم، سال‌های 74 الی 76 را سال‌های واتیکانیزه کردن(عدم دخالت روحانیون در سیاست)، سال‌های 76 الی 78 را مقطع بالکانیزه کردن ایران یعنی تکرار سرنوشت جمهوری‌های یوگوسلاوی و شوروی برای ایرانیان بر می‌شمرد. این استراتژیست سال‌های 78 الی 80 را سال‌های شعار اصلاحات، سال‌های 80 الی 82 را سال‌های حقوق بشر، سال‌های 82 الی 84 را زمان طرح شعار لیبرالیسم و سال‌های 84 الی 86 را زمان آمادگی برای نبرد نهایی می‌داند. نبردی که به گفته‌ی فوکویاما در سال 2007 اتفاق می‌افتد.

فوکویاما در کنفرانس اورشالیم(واقع در فلسطین اشغالی) با عنوان «باز شناسی هویت شیعه» می‌گوید: شیعه پرنده‌ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیر‌های ماست. پرنده‌ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ، او بال سبز این پرنده را مهدویت و عدالت‌خواهی و بال سرخ را شهادت‌طلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده معرفی می‌کند. فوکویاما معتقد است شیعه بعد سومی هم دارد که اهمیتش بسیار است و می‌گوید: این پرنده زرهی به عنوان ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان می‌شود. شیعه عنصری است که هر چه او را از بین ببرند بیشتر می‌شود. فوکویاما مهندسی معکوس را برای شیعه و مهندسی صحیحی را برای خودشان تعریف می‌کند و می‌گوید: مهندسی معکوس شیعیان این است که ابتدا ولایت فقیه را را خط بزنید تا این را خط نزنید نمی‌توانید به ساحت قدسی کربلا و مهدویت تجاوز کنید. برای پیروزی به یک ملت باید میل مردم را تغییر داد ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید در گام بعد، شهادت‌طلبی به رفاه‌طلبی تغییر می‌کند. اگر این دو تا را خط زدید خود به خود اندیشه‌های امام زمانی از جامعه‌ی شیعه رخت بر‌می‌بندد. شما بیایید برای غرب هم یک امام زمان و کربلا و ولی‌فقیه بتراشید. فوکویاما برای این کار مکتب جدیدی به نام «اوانجلیسم» عرضه کرد. مکتبی که طرفداران او معتقدند عیسی ناصری خواهد آمد. فوکویاما به آنها توصیه می‌کند در فیلم‌هایشان هر چه را شیعیان درباره‌ی امام زمان می‌گویند بر شخصیت عیسی ناصری تطبیق دهند.

همچنین باید تبلیغات گسترده‌ای را بر ضد مراجع و رهبران دینی شیعه صورت دهیم تا آنها مقبولیت خود را در میان مردم از دست بدهند. یکی دیگر از مواردی که باید روی آن کار کنیم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت‌طلبی است که هر ساله شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگه می‌دارند و ما تصمیم گرفتیم با حمایت‌های مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزارکنندگان اصلی این‌گونه مراسم عقاید و بنیان‌های شیعه و فرهنگ شهادت‌طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسایل انحرافی در آن بوجود آوریم بگونه‌ای که شیعه یک جاهل خرافاتی در نظر آید.

در مرحله‌ی بعد باید مطالب فراوانی بر ضد مراجع شیعه جمع‌آوری شده و بوسیله‌ی مداحان و نویسندگان سودجو انتشار دهیم و تا سال 1389 مرجعیت را که سد راه اصلی اهداف ما هستند تضعیف و آنان را بدست خود شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 15:4  توسط مصطفی ساتری  |